تبليغاتX
دختر کوچولو
اینجا جهان آرام است.

سلام.........!!
یه سلام ، که قبلش باید یه عذر خواهی هم باشه....!!!
راستش....
این چند وقته ... همش همه ی اتفاقای بد با هم افتادن....
یه جوری شد که نشد بیام نت.....!!
خب ، تقصیر من نبود ! اصلا ببخشید دیگـــه!!!
اول یه چیزی رو راستشو () بگم() دلم براتون کلللللی تنگگگ شدهههه .....!!
خب چیه ؟ بذارین مثه همیشه حرفامو بزنم دیگه!
مردسه که خوش می گذره .(سلام می رسونه)()
همه چی هم خوبه همه معلما هم خوبن...()
اما یه چیزی زیاد خوب نیست ...()
اونم اینه که پارسال که اول بودیم : تو کله مدرسه یه کلاس اول بود...
با این که تعدادمون زیاد بود . ولی خب ، خوب بود...
امسال شدیم دو تا کلاس... دیگه پیشه هم نیستیم.() تاززززززززه اول سالی که مهسایی پیشم نبود!()
فکر کن! مهسایی هم دید که نمی شه که ... خانوم مدیرمون رو راضی کرد که مهسایی بیاد پیشم...!()البته اول که آوردمش پیش خودم نشوندمش..!!!()
اما خوب یه کم قدش از من کوتاه تره...()
اونم از تخته هیچی نمی دید! پاشد رفت میز اووووول()
اما خب زیاد هم دور نیستیم...()
چون که هر وقت زیادی می خندم()
باید برم میز اول()
مسخره شده ! (چی؟)
همش خندم می گیره ! دسته خودم نیست () هی خندم می گیره ()
بیشتر هم سره زنگای تاریخ()


یه چیز دیگه ... خانوم رحمانی معلم علوممونه (که چی ؟)()
این قدر چیزه () همه بچه ها ازش می ترسن ()
هفته پیش گفت دوشنبه امتحان دارین () از بخشه اول ()
بچه ها هم بسی فهمیدن که اگه نخونن یه مقداری چیزه()
 صبح زود پاشدیم و به مقدار لازم خر زدیم() رفتیم سر کلاس () به به سلاممممم خانوم رحمانی() خانوم : سلام! کتاباتونو باز کنین() بچه ها : () خانومممممم() خانوم: همین که خوندین بسته ! یه دونه هم از اون لبخند خیلی خوشگلا زد و گفت کتاباتون باز باشه!

بسته از مدرسه بیایم بیرون....!!!

حس می کنم مو هام بلند شده ()()
هی می گم برم آراشگاه کوتاشون کنمااااا هی تنبلیم می یاد...
به زودی مثه عید می رم موهامو کوتاهه کوتاه می کنم!
دوست دارم خیلی حرف بزنم ! ولی خوب خسته می شین! عوضش زود زود میام !
تمااااااااام سعیمو می کنم در همین وقت کم () به همتون سر بزنم..!!()
یاد همتون هستم... اگه نشد سر بزنم ببخشین دیگه!()
ولی تا همین چند روزه به همتون سر می زنم!()
با این همه الان دارم یه قالب هم می سازم!()
من که می گم سرم شولوغه!()
ایشالله زودتر میام این دفعه!
آخی ... این شکلکا چه نازن())
خرافظ()()()

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

یوووووهووووو

 

سلام کوچیکترا ، بزرگترا ، بقیه و خلاصه سلاااااااااااام!

 

خوبین؟! خوش می گذره؟!

 

به من یکی که خیلی خوش می گذره...!!

 

* می رم مدرسه و خلاصه بگم خیلی خوبه ... جای همتون به خصوص بعضیاتون خالیه!

 

من کلا زیاد می خندم ! مخصوصاً تو مدرسه!

 

* تو مدرسه تنها کسی که اینقدر می خنده ! خودمم !

 

خلاصه جاتون خالی ، خیلی خوش می گذره ...

 

تقریبا یه هفته ای می شه که آپ نکردم!

 

* دلم براتون اینقدر تنگ شده و می شه...

 

خوب دیگه می ریم مدرسه بیکار نیستیم هر شب بشینیم (مثه اون موقع ها) آپ کنیم!

 

* راستی این روزه گرفتن چه کیفی داره!

 

خیلی خوبه ! البته از نظر من ...

 

* جدیدا  وقتی ظهر ها می خوابم ...بیشتر خوابالو می شم ...

 

خوب بذارین فکر کنم ببینم این چند روزی که نبودم!

 

چی شده بهتون بگم ...

 

مثه اینکه چیزی نشده که بتعریفم...

 

* فقط ... اینکه سعی می کنم به همتون سر بزنم...اگه نشد شرمنده...کمبود وقت به این می گن!

 

هوم ، احتمالا پنج شنبه ی هفته ی بعد هم می تونم بیام...!


×~
×~×~×~×~×~×~×~×~×

پ.ن:شکلک نمی خواد که!!!

* پ.ن:فقط اینکه مدرسه عالیه ... جاتون خیلی خالیه...(باز شعر شد!!!)

 

* پ.ن:چه روزه خوبی بود « سه شنبه » ...


* پ.ن: این دکمه ی «ژ» «پ» می زنه !!!


* پ.ن:این روزا فقط روزه گرفتن و مدرسه و خوندن یه کتاباییه که کیف می ده !


* پ.ن:کاهش تعداد پ.ن ها رو بهتون تسلیت عرض می کنم...!!!


×~×~×~×~×~×~×~×~×~×

 

فقلا ...!!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  |