تبليغاتX
دختر کوچولو
دختر کوچولو
این‌جا جهان آرام است.
سایه روشن.؟

داستانه جوجه یی

فردا ؟

امتحان : علوم - ديني - اجتماعي - رياضي( که مهم نيس.!)

پس فردا ؟
امتحان: فارسي - عربي - تاريخ - جغرافي ( اي خداااااااا)

فردايه پس فردا ؟
امتحان : علوم (2باره) - زبان - رياضي (که بازم هيچي نيس!)

حالا اينا که مهم نيس.
پوپو گم شده. یهنی رفته ؟

+ - ناژین نوشت.
بخند - تا بخندیم.

بخند تا بخندیم 

فردا جمس..!tongue
از يه طرف خوبه از يه طرف بده...batting eyelashes
بد بودنش که دليلي نداره و فقط چونکه جمس بده...!big grin
خوب بودنشم مربوط ميشه به اينکه ديگه لازم نيس صب ساهت ۴ پاشم و تاريخ يا شايدم جرقافي بخونم.!surprise تازشم لازم نيس از مدرسه ساعت 5 بعد از ظهر برگردم.!.cool
...
چار شنبه نمرديم و اين هادي آقايي که ميگن مخه رياضيه و اينارم ديديم..!laughing
آخه چارشنبه کلاس المپياد بود که اداره گذاشته بود مثلا...!tongue
پسرا که اون ور نشسه بودن و هي به اين و اون مي خنديدن.!raised eyebrow
تنها کسي که از بينشون گوش مي داد هم همين هاديه ! بود...silly
قيافش مثه اين پروفسورا که هفت هشت ساله به هيچي به جز رياضي فکر نکردن مي مانست.! nerd( تاثيرات اين کتابس!)big grin
بعد مثلا معلممون يه سوال مي داد مي گف هرکي اينو حل کنه ديگه خيلي باهوشه و اينا...!tongue
همين که چشامو مي بستم که فکر کنم اين سواله يعني چي؟winking! دو سوته پسره پا ميشد حل ميکرد..!blushing
بعد فکر کنين اون نفر اول المپياد بود .smug منم که هيچي بارم نيس. نفر دوم...!tongue
میگم :........ نا امید نمی شویم..!!tongue

...
از اينا بگذريم از تولدم ناراحت نيستم..!batting eyelashes کلي هم دوسش دارم...!love struck
هميشه روزايه تولدم چه جشن بگيرم و چه نه ... يه حسي خاصی دارم که یه دفه اینجوری تعبیر شد.!tongue

+ - ناژین نوشت.
 

میشه بذارین منو عروسکم بریم؟

+ حتی فکر اینکه تولدم داره نزدیک می شه هم آزارم میده.!

+ - ناژین نوشت.
ساعت
هی هی

خونه هه رو

برگشتونیدیندم
...
ها ؟! نصفه شبی چب مبخواین بگم!؟
بذارین برم خوابمو بکنم
...

+ - ناژین نوشت.
روز ها از پی هم می گذرند.
happy

اين يه دفه مي خوام مثه خوده خوده آدم بزرگا باشم.!
البته اگه بتونم..... .

sad

فعنا نمي يام .
نه نمي يام.!
مي خوام بدونم چي ميشه؟!

+ - ناژین نوشت.
!.!دوغ.!.!

 

دوغ؟!


یه لیوان دوغ میخوام
دوغ یخ ...
بخورم و بخوابم.
بخوابم فعلا فعلنا بیدار نشم.!
اصلا نمی خوام بیدار شم
آخه خوابیدن بعد از دوغ خوردن خیلی مزه می ده....!


+ میشه برم بخوابم؟!
+ جوجه یی خیلی خوشحالم کردی
+ پرژانی؟! کوشی خانوم؟!
+ با محیا صحبت کردم.!
+ مهرناز؟! تو کوشی؟!

+ - ناژین نوشت.
آره.!
 

اره؟!

مامان : اون يکي دفتر تلفن هم ببين خب.!
من: مامان اونو ديدم. بازم بگردم؟
مامان: بگرد...
من: مامـــــــان ايناهاش...!
-
گوشي رو برداشتم و شماره رو گرفتم.
- بله ؟ بفرماييد ؟
من: سلام ، ببخشيد مزاحم شدم... مي تونم با الهه جون صحبت کنم؟
- بله ... گوشي دستتون..!
...
الهه : بله ؟ بفرماييد؟
من : سلام. سلام. سلام. خوبي ؟
الهه : سلااااااااااااام. خوبي؟ چه خبر؟
من: سلام .! بده بده بد....!
الهه : چرا ؟!؟! هان؟!
من: اين همه وخ .... چرا بهم زنگ نزدي؟ تلفن خونتون هم قطع بود ، مجبور شدم به موبايل مامانت زنگ بزنم...! تازه اونم اگه بدوني شمارشو به چه زوري پيدا کردم؟
الهه : خب ... شمارتو گم کرده بودم...
من :شمارمو ؟ باور کنم ؟
الهه : آره...! باور کن.... تازه محرم هم اومديم که غذا بگيريم.... ديديم امسال نمي غدايين . گفتيم شايد خونتون رو عوض کردين.!
من: ما ؟ اول که امسال برنامه ها جورنشد غذا نداديم. بعدم ما خونمون رو عوض کنيم؟؟؟!
الهه : خلاصه .... ديگه چه خبر؟
من: خبرايه شما که به من زود مي رسه... منتها از الان بگم ، نمي شه بگم.!
الهه : نمي شه بگي؟ وااااااااااا....!
من: والا.... !
الهه : راسي خونمون رو بازم عوض کرديم... اومديم يه جا ديگه...
من : eeeeee آردس بده ميام.!
الهه : ...............! بياي ها ؟!
من: اول تو بعد من...! راسي جدي از مامانت اجازه بگير بياي . ميخوام آشتيتون بدم.!
الهه : اجازه مي گيرم بيام . ولي با کي آشتيم بدي؟!
من : با خياليا... مياي ها....!
الهه : خب قبول .!
من : ميگمااااااا الهه من بايد ديگه اين دفه بخونم که تيزي ( تيزهوشان!) قفول شم.... البته هيچي هم دوس ندارم اونجا باشم ها. اما دلم مي خواد پيشه تو و اون يکي دوستم باشم خب...!
الهه : هنوزم مشکوک صحبت مي کني...! بعدم بعله ! بايد بخوني قبول شي .! دلم قلمبيد..!
من : قلمبيد؟ وا .! تو و قلمبيدن؟
الهه : اصلا ميگم تابستون ميام پيشت با هم بخونيم. چطوره؟!
من :اوهوم...!
الهه : یه هفته تو بیای . یه هفته من.
من :آره - خوبه.!
الهه : مامانم عصبانيه. کار نداري؟
من :نه. فعلا خدافظ
الهه : خدا فظ

+ از پرژان جون بابته امروز عصری عذر خواهی میشه . می گما ... می خوام هر جور شده دبیرستان بیام پیشتون. ... . .! ها ؟! راسی میام بت می شماره ام...!

+ - ناژین نوشت.
نصفه شبه الان .؟
مامانشو.!

تو زندگی دوستی رو انتخاب کن که دلش اونقدر بزرگ باشه که به خاطر اینکه بخوای تو دلش جاشی لازم نباشه خودتو کوچیک کنی.!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
+ نصفه شبی کلی فک کردم تا همینام اومد.!

+ - ناژین نوشت.
قاصدک - دوست

 

flower!.!

از مدرسه میام بیرون...
یه قاصدک از دمه مدرسه می کنم و می دوئم.
می دوئم.
باید میاد ....
میدوئم.
دستمو می گیرم جلوی قاصدکم که خراب نشه.!
می دوئم.
یه نیگا به اینور اونور می کنم . ماشینی نیس.
می دوئم.
می رسم دمه خونمون . یه نیگا به قاصدکم می کنم .
زنگ خونه رو می زنم.
+ ببخشید لفطا میشه بازم بدوئم؟


دیروز اولین اتفاق جالبی بود که تو عمرم اینقدر جالب بود واسم افتاد.!
( جمله بندیه خودمه.!)
یه دوست که تو نت داشتم و به نظرم خیلی خوب نبود.!( ناراحت نشو یه دقه!) ، فهمیدم یه دوسته خوبه خوبه کلاس سوممه....!
یادته چخده ساکت بودی؟ خانوم راستی میگف یه بار ندیدتت که حرف بزنی! یادته یه بار دفتر امتحاناتم رو نیاورده بودم ؟ بعد خانوم راستی دعوام کرد ؟ منم گریه کردم ؟ یادته ؟!
+ آردسه بلاگتو یادم نیس. میشه بدیش؟!
+ گشتم عکستو پیدا کردم .! کلی باهات حرف زدم....!
...

+ - ناژین نوشت.
آخه تعیین یعنی چی؟ D:
 

آهخی.!.

داريم بازي مي کنيم:hypnotized
يهو نسيم صداشو آروم ميکنه و با شرمندگي تمام برمي گرده ميگه:worried
تعيين يعني چي؟!blushing
تو دلم يه لبخند کوچول مي زنمhappy و احساس مي کنم حسابي هول شدم...surprise
آخه هيشکي تا حالا از اينجور سوالا ازم نپرسيده خب.!.worried
تو دلم هی فکر میکنم تعيين يعني چي ؟!؟big grinsurpriselaughing
...
+ ببينم درست ميشنوم؟يکي داره مي پرسه خونه ناديا اينا چه خبر؟يه لحظه ساکت شين
بشنوم.ميگه خوش گذش؟ مِعسي . جاتون خالي. دوستان جاي شما....!
+ اخراجيها هم مثه تقاطع آخرش گريه ناک بود...!
+ سبا چخده باهاله...!
+ راسي ببخشيدا هموني که تو کامنتش اسشو گذاشونده بود : به تو رفطي نداره...!
خب چيزه . کامنتينگ واسه اينه که اگه کارم داشتين يا اگه نظري در مورده پست يا خودم يا بلاگم
داشتين بگين .! نه اينکه در مورد کامنتايه اين و اون.! لفطـــــــــــا.....!

+ - ناژین نوشت.
-بلند تر از قبل-


عروسک ها هم می میرند؟


سلام.
خوبین ؟!

امروز کلی باید حرف بزنم.! بایــــــــــد.
هوم. من نمی دونم. حرفامو بهتون همینجا میگم. هرکی واس خودشو بخونه...!

+ آیدا ؟! جدی اومدی  ؟ نمی دونی چخده خوشحال شدم. البته باید خیلی زودتر میومدی... اما... با این همه ... به قول ..... ( ......... ) ! خب . میگم یادت که نرفته؟

+ جوجه اردک خانوم خوب .! خوبی ؟! میگم از دستم ناراحت نشی اگه یه موقع دیر سر میزنم ها ... باور کن همیشه اول وخ پستت رو می خونم. خودتم میدونی یه کم وختم کمه... ولی قول می دم زودتر بیام.

+ از ایشون و ایشون و ایشون و ایشون و ایشون و ایشون می تشکرونم و از الان بگم ناراحت نشین خیلی وخته نیومدم . قراره بیام. !

خب این از حرفایی که قرار بود به شما بزنم. میریم سراغ حرفایه خود به خود... !
 هیچ امتحان کردین چقدر کیف می ده سبا رو که می بینین خودتون رو بزنین به قهر و اینا.... اونم باور کنه
و سلام نده و بعد احساس کنین جدی جدی قهر شدین؟!

اوصولا آدم وختی سلام میکنه باید بای بای هم بکنه دیگه ؟ ها؟!
فعلا خرافظ

+ - ناژین نوشت.
سبز.

یک دو سه .batting eyelashes آزمایش می کنیم.batting eyelashes
یک دو سه .batting eyelashes آزمایش می کنیم.batting eyelashes
دوستان و آشنایان قالبه اینجا عوض شده.tongue
قالبه اینجا عوض شده.cool
در ضمن قنادی داره قند و شکر میده...!laughing

سبز...!

چقدر دلم واسه این رنگ سبز غمناک تنگ شده بود.worried
دله شماها تنگ نشده بود لفطا ؟confused

+ - ناژین نوشت.
عیدی
عروسک

امروز جمعس.
صبه ؟ نه صب که نیس . الان ظهره !
منتها من تازه بیدار شدم.
آها خب مگه چیه اصلا ؟ شمام شب 3-4 بخوابین . همین میشه.!
* الان حوصله ندارم !
- بامژش پشرم.! ( اینو داداشم اینقدر خوشل میگه......!)

+ خواب دیدم عیدیام رو برداشتم رفتم یه عالمه ی زیاد و زیاد و زیادتر عروسک خریدم.!
+ نامردم اگه خوابمو تعبیر نکنم.!

+ - ناژین نوشت.
عجیب عجیبین.!

- دلم دعوا میخواد. بگرم با هرکی شده دعوا کنم . داد بزنم . کلشو بکوفم تو دیوار . یه مشت بزنم تو دماغش بعد پامو بذارم رو شکمش. بعد از موهاش بلندش کنم و پرتش کنم... البته ... نمیره هااا...
من قاتل نیسم...!

سرد

+ تقصیره خودتونه اگه حرفامو کاملا اینجا نمی زنم. بخاطره اینکه هرکی رد میشه قضیه رو به خودش می گیره... آخه مگه من تو پسته قبلیم چی گفتم ؟ ها ؟ همه .... قهر و اینا ! مثه بچه آدم میگم با شما نبودم دیگه... دهه .!
+ خودم که عصبی بودم به کل. شمام می افزایین رویش؟

+ در ضمن. قشمت بالای پست هم به قسمت پایین هیچ ربطی نداشت. حالا نیاین بگین : من که .......!

+ - ناژین نوشت.
از اول...
ها؟

وقتی دو تا یا چن تا دوست ، با هم دوست میشن.! ( جمله مفهومیه ) احیانا باید خیلی شبیه هم
باشن... خیلی... اگه نه - یهنی اگه نباشن ، یکودومشون مجبوره اون یکی رو تحمل کنه...!

+ البته ... میشه مثه خیلی هام فقط به اسم دوست بود... ایهیم میشه ...! یه مدلشه لابد...!

+ - ناژین نوشت.
خرس!
هاپو!

دارم با محيا صحبت ميکنم....
يهو داداش اوچولوم برگشته ميگه داري با مهديه حرف مي زني؟
ميگم آره....!
برگشته ميگه اين هاپوئه؟
بهش ميگم دارم با تلفن صحبت ميکنم.....بعدا....
ميگه نه آخه اين هاپوئه...!
نيگا به دستش ميکنم ميبينم يه خرس دستشه.
ميگم آره... حتما هاپوئه ... هاپوئه جديده؟
ميگه : هاپوئه فرفريه...
محيا ازم ميپرسه : هاپوئه فرفري يعني چي؟
ميگم منظورش اينه که : موهاش فرفريه...
داداشم برگشته ميگهک نخيرشم. خودشم فرفريه...
+ هرچي فکر مي کنم . نمي فهمم يه خرس چطوري مي تونه يه هاپوئه فرفري باشه؟!
دارم هي بهشون ميگم آداب ايرانيان را بدوستيم و انجام بديم.!
اون وخ اينا منو يه سيزده به در هم نمي برن.....!
+ حوصله ي من داره سر ميره.!

+ - ناژین نوشت.
سنکگ یا دعوا ؟

ها؟batting eyelashes
تا حالا نونوايي رفتين؟batting eyelashes
نونواييه سنگک؟batting eyelashes

نشاط-نسیم-شادی

با مانان رفتيم ، کلي تو صف مونديم ... مانان برگشته ميگه : حالا اين همه تو صف موندي چن تام تو نون بگير...tongue
کلي گفتم : نه نمي خواد. نه اينا...
ولي مامان گف بگيرم.!
مامان نوناشو گرف و رف . گف منتظرتم.!winking
آقاهه با تمامه زور و انرژيش 4 تا نون سنگک پرت کرد طرفم.
تا اونجا که يادم اومد همه ي کسايي که قبل از من اومده بودن ، دونه دونه سنگاي روي نونا رو با دستشون بر مي داشتن و پرت مي کردن رو زمين.rolling eyes
همين که اومدم يه سنگ رو از رو نون بردارم ... خب سنگه داغه داغ بود خب.! دستم چسبيد به سنگه. داد زدم وايييييييش.! همه برگشتن... سعي کردم به رو خودم نيارم ، نونا رو جم کردم دوئيدم بيرون.
فقط اگه بدونين تو همين چن وختي که تو نونوايي بودم مردم چقدر دعوا کردن. سره نوبت و اينکه چن تا نون بگيرن و ....!silly
ترجيحا تو مدت زماني که تو نونوايي بودم جواب سوالايه هيچکس رو نمي دادم.big grin
( شما آخرين نفرين؟ صفه يه دونه اي ها اونوره؟ نونارو ساده هم ميدن ؟ و...!)
+ اين چن وخته پيشتون نيومدم. خودمم ميدونم.straight face

+ - ناژین نوشت.
خانوم گرگه ، آقا بزی.!

جلوی در خونه ی شنگول اینا.....!

خانوم بزبزيه ميگه:
بچه ها من رفتم براتون شير بخرم . علف بخرم.! اگه آقا گرگه اومد بهش سلام برسونين.
منگول از شنيدن اين خبر خوشحال مي شه.! چونکه سالها در انتظار خوردن شنگول بوده!
و خيلي سريع شنگول رو درسته قورت ميده.
خانوم بزبزيه مياد شکم آقاي منگول رو ميبره . بعدش که يه موقعي خوابه ميره تو شکمش سنگ مي ذاره.! و يادش ميره شنگول رو در بياره...
تا منگول مياد آب مي خوره . افتاد تو حوضک.!
حبه انگور ميره دمه حوض، مي خواسته آب بخوره... اشتباهي منگول رو ميخوره.!
آقا گرگه که خيلي منگول رو دوست داشته . مياد و واسه تلافي (!) حبه ي انگور رو مي خوره.
خانوم بزبزي تو راه خدا خدا ميکرده که بچه هاش رو آقا گرگه خورده باشه و خودش همه ي علفا و شيرا رو تنهايي بخوره...!
وختي هم به خونه مي رسه کلي خوشال ميشه و هر چي آورده بوده تنهايي مي خوره و خدا رو هم بابته همه چي شکر ميکنه!

+ اين نتيجه ي 4  ساعت -شنگول - منگول- تعريف کردن واسه داداش اوچولومه.!

+ - ناژین نوشت.
من کجا بودم این همه وخ آخه؟

دریایه راستکی.!

+ دوشنبه/ساعت يک نفص شب/تو خونه:tongue
من به مامان : مانان !love struck دلم بسي دريا مي خواد .smug
مامان : خب بپوش بريم..cool
من : کجا ؟ surpriseدريا ؟surprise
مامان : مگه نگفتي دلت دريا مي خواد؟confused
من : آره ،smug بريم.!smug
+ همون دوشنبه/ساعت يک و نيم/تو ماشين:tongue
من : مانان ،love struck کي ميرسيم ؟tongue ها ؟tongue
مامان : چاهار ،worried پنج !worried ديگه آخرش پنج و نيم.!worried
من : ايول. دريا !hypnotized
+سه شنبه/ساعت يه رب به پنج صبح/اگه اشتباه نکنم چالوس!:tongue
من: مانان.! دريا چقد خکشله...!money eyes ميخوام بغلش کنم.big hug(laughing)(؟!)
مامان : بغلش کن.!.rolling on the floor
+ چاهارشنبه/ظهر/توي يه شهري که يادم نمي ياد اسمشو!tongue
من: مانان امروز مي برگرديم؟worried
مامان: آره! همين حالا.!whew!
من: ها؟!straight face
+ چاهارشنبه/عصر/ تقريبا اولاي جاده به سمت خونمون.:tongue
من: چقدر ترافيک.! nerdاينجوري که دير ميرسيم.sad
مامان: نه ... winkingاولاي جادس.winking
من: مانان ؟thinking اون پليسه رو ميبيني؟thinking به مردم چي ميگه که مردم دور ميزنن برميگردن؟thinking
مامان: بذار برسيم ،yawn مي فهميم.yawn
...
آقاي پليس: جاده خيلي خرابه.... don't tell anyoneمي خواين برين بايد با زنجير چرخ برين.straight face
مانان : نه ...not talkingnot talkingnot talking
+ چاهارشنبه/تقريبا شب/ تو نوشهر اگه اشتباه نکنم.:tongue
من: مانان پس فعلا هستيم ديگه؟rolling eyes
مامان: بله هستيم.cowboy
من : مثلا تا کي؟hypnotized
مامان : هوم. هر موقع جاده خوب شه. whistlingبذار اخبار رو گوش بدم ببينم در مورده هوا چي مي گه؟feeling beat up
من : ايهيمhee hee
+ پنج شنبه/صبح/نمک آبرودtongue
مامان: جاده از يک شنبه بد تر ميشه. not talkingبايد از سمت رشت بريم.yawn
من: مانان. فعلا که هستيم؟big grin
مامان: حالا. بالاخره که بايد بريم!worried
+ جمعه/صبح/چمخاله؟ شايد.!tongue
من: مانان امروز ميرسيم خونه ديگه؟hypnotized
مامان: آره.! زود تر راه بيافتيم. اگه ظهر راه بيافتيم ، عصر اينا رسيديم.cowboy
من: دريا.! هوم...hypnotized
+ جمعه/تخريبا هشت شب/ تو جادهtongue
من: کي مي رسيم مانان؟؟hypnotized
مامان: مي رسيم. يه ساعت ديگه خونه ايم!cowboy

- واقعا که.batting eyelashes من تازه از مسافرت اومدم. جای اینکه یه لیوان آب خنک بدین بخورم ، batting eyelashesانتظار دارین بهتون سر بزنم؟ batting eyelashesواقعا که.!batting eyelashes
- مقدار زیادی عکس از مناظر طبیعی که در سفر دیدم دارم.tongue که فعلا فعلنا منبع تامین عکس برای وبلاگم همینه.!tongue
- سه روز متوالی آپ نکردن ، یعنی مردن.!sad
- من هنوز کامنتامو نخوندم.liar

+ - ناژین نوشت.
بشمار..!

یک - دو - سه

سه - چار - پنج -شیش - ...!
- نه از اول بشمار.
یک - دو - سه - سه - سه - چار؟
- درسته ، بگو...!
چار - پنج - شیش - هشت - هفت - ...
- نه نه اول هفت ! بعد هشت.
هفت - هشت - نه - ...
از اول بگو . از یک...!
یک - دو - سه - چار - پنج - شیش - اول هفت - بعد هشت
اول و اینارو نمی خواد بگی . دوبار شروع کن.!
یک - یک - یک -
اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه!
لفطا ولم کنین . بقیشو یادم نیس...!

+ - ناژین نوشت.
خواب یا خواب ؟

میخوابم.خواب مییبینم...

نفصه شب از خواب بیدار میشم.sleepy صدای بلند تلویزیون رو میشنوم don't tell anyoneو تازه میفهمم که با صدای همین از خواب بیدار شدم.hypnotized به زور چشامو باز می کنمyawn تو تاریکی دنبال عینکم میگردم، cowboyبرش می دارم آروم آروم میرم سمت تلویزیون.worried با خودم فکر میکنم که حتما از سره شب روشن مونده... raised eyebrowمیرم جلوی تلویزیون که خاموشش کنم. smugبا دقت نیگا میکنم نه تلویزیون روشنه!surprise نه صدایی ازش میاد.!surprise برمیگردم طرفه اتاقم. loserاز دور دوباره یه نیگا به تلویزیون میندازم.nerd نه مثه اینکه خاموشه!not talking میرم تو اتاقم ، rolling eyesهمین که سرم رو میذارم رو بالش صدایه بلند تلویزیون می پیچه تو گوشم...!not listening

+ هوم؟! متاسفانه یا خوشبختانه فهلا به همه سر می زنم ولی کامنت نه نه نه نه نه !

+ - ناژین نوشت.
خوبین؟!
میگم عید شد.! فهمیدین اصلا؟!
واسه ما که ایشالا مبارکه . واسه شمام همینطوریاس.!

سُبزمونه.!

+ از عید دیدنیها متنفرم.!
+ مثه آدم نشستم. میگن بفرمایین شیرینی. میگم نمی خورم.مرسی. میگن تعارف نداریم ! منم میگم تعارف چیه؟نمیخورم. خلاصه شیرینیو به زور میدن دسته آدم. منم از فرصت استفاده میکنم و تا کسیحواسش نیس شیرینیو میذارم سره جاش.! خانومه هی تعجب میکنه که داره شیرینی تعارف میکنه ولی جایه اینکه کم شه. داره زیاد میشه.!
+ اون یکی جاهم هی میگی آب آلبالو نمی خوام. آخرش که میدن دستت پا میشی نزدیک آشپزخونه وایمیسی که تا رفتن آب آلبالو رو خالی کنی تو ظرف شویی.!
+

 

+ - ناژین نوشت.