تبليغاتX
دختر کوچولو
اینجا جهان آرام است.

 


اصلا و ابدا من نیومدم بشینم با شما ها صحبت کنم! مرمر یه بازی ای دعوتم کرده ، خواستم بشینم بازی هه رو ( آخه بازی که نیست ولی میشه گفت بازی حالا) ( فعلا بهش میگیم بازی تا بعدا واسش یه اسمه قشنگ پیدا کنیم)
- بازی از این قراره که من اتفاقایه مهم و آدمایه مهم تاثیرگذار زندگیمو مینویسم  حالا هرچن تا شد... بعدش هم چن نفر باید دعوت کنم شمام مینویسین.. فقط حواستون کجاست؟ باید چن نفر رو شمام دعوت کنین

راستش فکر کنم تاثیر گذارترین آدما و اتفاقا تو زندگیم اینا باشن:

  1. میشه گفت اردیبهشتی بودنم!
  2. بیش از حد شبیه مامانم بودنم.
  3. و وجود خود مامانم.
  4. ریاضی ... ( الان میگین یعنی چی؟ یهنی علاقم به ریاضی!)
  5. اولین کتکی که از مریم خوردم  ، محکم ( حالا میگم محکم ولی مریم که زورنداره که) زد پشت دستم!
  6. خوندن کتاب شازده کوچولو .
  7. نت اومدنم و وبلاگ ساختنم و یه چیز دیگه  اون یکی رو پایین میگم:
  8. دوست شدنم با محــــیا !
  9. از زبان متنفر بودنم... !
  10. و برعکسش علاقم به کارای هنری مثه نقاشی و طراحی !

پنج نفر اولی که تو کامنتا درخواست دعوتنامه کنن نیازی به دعوت نامه ندارنو همینجوری میتونن بازی رو ادامه بدن... فقط حواستون باشه که کامنتتون طوری توضیح بدین که دعوتنامه میخواین که نفر شیشمو ضایع نشه( چی؟ کله شماها که وبلاگمو میخونین ۴ تا بیشتر نیستین؟) اشکال نداره حالا من که شمردن بلد نیستم ......

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

اين مهم نيست که وقتي کارنامم رو گرفتم چه شکلي شدم! worriedو تو دلم چی گفتم!worried
و مهم نيست که بازم از "تاريخ" و املا و حرفه کم آوردم...worried
واصلا مهم نيست که معدلم  ۹۴/۱۹شد... worried( ماله هر دو ترمم !)worried
اون وخ انتظار دارين اينکه من ناراحتم مهم باشه؟worried

يه لحظه منو نگا کنين ... من از اين به بعد کم ميامworriedمیخوام بشینم درس بخونمworriedواسه سال بعد.. واسه تیزهوشانworried

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

خواب..

وقته خوابه..tongue
ولی من اصلا خوابم نمیادbig grin
باور کنین...smug
از ساعت یازده اینا پاشدم برم مثلا بخوابم!hypnotized
ولی همش داشتم به فردا فکر می کردم و اینکه کارنامم تو دستمه !tongue
بعدم داشتم فکر میکردم که کارنامم چه مدلیه؟confused
دیگه هم به این فکر کردم که خوابم نمی بره و الکی ادای خوابیدن در نیارم.smug
حالا من اینقدر هی بشینم تا صب بیدار بمونم که فردا خواب بمونم!big grin
خب؟ اصلا من چه میدونم خودتون ساعت ده اینا ، شایدم زودتر پاشین برین کارناممو بگیرین...laughing
بعدم اگه دلتون خواس بیاین به منم بگین که کارنامم چه رنگی بودش..winking
( قابل توجه : فقط رنگشو بگین هااااااااا ! )tongue
ساعت چنده؟whistling
دیروخته پاشین برین بخوابین.. خوب نیس یه بچه تا این موقه ی شب بیدار بمونه ها...hee hee
اصلا چه معنی داره؟time out

از اونجایی که بچه ی خوبی هستم ، شب بخیر !cowboytonguesmug

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

داشتم به گلها آب ميدادم که فهميدم يه پروانه داره با آب بازي ميکنه...
يعني هرجايي که آب مي ريختم ميومد تو آب و يه کم بازي ميکرد از آب ميومد کنار!
منم هي آب ميريختم روش...
آفتاب بود ، با آب يه رنگين کمون درست کردم ، نفهميدم پروانه هه کجاس.
برگشتم ديدم رو يه گل نشسته .. . رفتم نزديکش نشستم ، فرار نکرد !
-
ساعت ده ونيم تازه از خواب بيدار شدم ! ياد پارسال تابستون افتادم که ساعت 6 اينا هميشه بيدار بودم... ! دقيق يادم نمياد .. ولي فکر کنم صبونه خوردم !
مامان واسه ظهر عدس پلو درست کرده بود ، منم اصلا عدس پلو دوست ندارم. چونکه تازه هم صبونه خورده بودم کلي سير بودم . هيچي نخوردم و دوباره ساعت 2 اينا گرفتم خوابيدم...
نزديکاي چاهار بود که از خواب بيدار شدم و رفتم تو آفتاب يه کم به گلها آب دادم.
با خودم گفتم از اول تير از اين بيکاري در ميام .. . بعدم به خودم جواب دادم چه خوب !!
-
يه سوال (؟) ميخواستم بدونم که شيطون فقط پيشنهاد هاي بد مي ده يا نه؟؟ ؟  ( پست بعدي پيشنهاده شيطون رو هم مطرح مي کنم که نقد و بررسيش کنيم!).

+ فردا رو بگو.... من کارناممو نمیخوام اصلا....
+ این وبه منو محیاس اسمش هم پت و مته... ! خودتون برین حدس بزنین کودوممون مت و کودوم پتیم. خب؟

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

pArK

تا حالا نصفه شب با دختر خاله هات و مامانت و خالت پارک رفتی؟!
اینقدر خوش میگذره ، واسه یه بارم که شده امتحان کن..

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

آلبالو

این ها به من ربطی ندارد.

من هیچ چیز نمی دانم.

آلبالو خوشمزه است!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

شازده موشولو!

اتاقمو مثه دسته ی گل همچین تمیز کردم برق میزنه . P:
شازده کوچولوم رو هم پیدا کردم! <: الکی تهمت زدم به مریم ، شازده تو اتاقه خودم بود! S-:
دیروز هم تولد آیدا خیلی خوش گذشت P: کلا از بچه های مردسه 6 نفر بودیم ;)
مهدیه هم الآن شمال هسش.. .
<:

+ SALAM  :D

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

ساعت يک و خورده ايه..
ناهارمو خوردم .. کادوي تولد آيدا رو هم خريدم .
مامان داره با خاله تلفني صحبت ميکنه..!
مثه که يه اتفاقايي افتاده که هيچي ازشون نميشه سر در آورد.
ساعت پنج و نيم تولد آيدا شروع ميشه.. .
مهديه بهم زنگ زد گفت که نمي تونه بياد ، از طرفش از آيدا عذر خواهي کنم.
اميدوارم که يادم نره.
کارت تبريک آيدا رو هم هنوز ننوشتم ، اين رو هم اميدوارم يادم نره.
دلم ميخواد بگيرم تا خوده ساعت پنج بخوابم با خيال راحت.. . ولي نميشه.
بايد پاشم برم حموم ، از اون ورم کلي لباسامو بايد اتو کنم. !
تا روزي که قراره کارنامه مو بگيرم دقيقا شيش روز مونده.. .
... چه زود ميگذره ها ... نــــه؟ 
Brows 

تولدت مبارک آیدا . امیدوارم دسته بزنتو ترک کنی!


نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

ُلبخند ژکوند

الآن تابستونه!این یعنی اینکه تابستون که نشده ! هنوز بهاره ! ولی در اینجا تابستان کنایه از تعطیلست . ( خودمم این چیزا تازه یاد گرفتمااااا)
هوا گرمه .. . بارون هم نمی یاد! فقط خورشید از اون بالا هی نور وگرما پرت میکنه پایین...( من هم از این پایین هی سعی میکنم نور و گرما ها رو دوباره پرت کنم بالا... ولی نمی شه!)امروز سه شنبس؟ آره دیگه... هفته ی بعدی این موقه من هی دارم در مورد کارنامه صحبت میکنم. سخنرانی هایی داریم ما بعد دریافت کارنامه...
از اول ماه بعد که جدا تابستون شروع شه ، منم کلاس طراحیمو میرم ! هه ... اگه بدونین چه کیفی میده... بجای همتون خوش میگذرونم!( هان ؟ چیه ؟ مگه باید پرانتز باز میکردم که منتظری ببندمش؟)
روز آخر مدرسه رو تا ساعت شیش - هفت خونه ی مهسا اینا بودم ( یه جورایی به زور و اینا... ! آخه دیدی ملت گیر سه پیچ ( شایدم بیشتر) بدن آدمو ول نمی کنن؟ برگشتم به مهسا میگم که نمی شه بیام خونتون ! واسه اینکه میخوایم بریم بیرون ! ( رفتنه بیرون الکی نبودا... فقط قرار بود شب بریم ، که ربطی به ظهر نداشت. )میگه بذار من با مامانت صحبت کنم بمونی .! میگم خب نمیشه. میگه که من مامانتو راضی میکنم. میخواسم بگم اصلا نمی خوام ! گفتم : خب حالا خودم با مامانم حرف می زنم!
اشکال نداره عوضش خوش گذش !-
خانوم مدیرمون برگشته میگه که هر کسی بخواد کارنامشو بگیره باید کتاباشو بیاره ! ( آخه فهیمد که بیشت ربچه ها کتابای بیچارشونو پاره کردن ! خواست یه مدل تهدید جدید کنه!) اوممم... من که بیشتره کتابامو دارم ولی اگه دینی و جغرافیمو بخوادش باید برم یه سری تو سطل آشغال مدرسه رو بگردم بعدشم یه سری کتاب خورده براش ببرم! ( البته کی حرفه خانوم مدیرو گوش میکنه بابا... من فقط باید برم کارناممو بگیرم! )


+ جاتون خالی کلی دلمه خوردم. اینقدرخوشمزه بود...!
+ کتابه منو کسی پیدا نکردش؟ میخوام خب شازده کوچولومو.....!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

کله خونه رو بوی دلمه ی مامان برداشته...
... من می رم دلمه بخورم ! شما رو نمی دونم.

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

والا از اون جا که امتحانام تموم شد و اين موضوع جزو افتخارات اينجانب هستش ، يه کفه مرتب بزنين تا بقيشو بگم! Waving 
همه ي امتحانام کاملا تموم شد. 
Goofy 
× شب امتحان تاريخ و بيدار موندن تا نزديکيه صبح ! Happy 
× امتحان املا رو بدون کتاب دادن.. . Laugh 
× سعي کردن در تقلب در امتحان جغرافي ولي بي ثمر بودن. Eyebrow 
× شب امتحان جقرافي و دنباله کتاب فارسي... نه نه جغرافي گشتن...  Cool 
× و خلاصه تموم شد!!  Happy 
درس خوندن و شيطوني کردن و الکي جيغ کشيدن Goofy  ( يه مدل مرضه ! يعني تو اينو نمي دوني؟ Goofy ) و احساساتي شدن در روز آخر مدرسه ( Happy Cyclops ) هم تموم شد. . Rolly 3 
خب حالا .. . 
  سالهاي بعدي هستن ! Goofy  در سالهاي بعدي به اندازه کافي مدرسه رو ميذاريم رو سرمون! Raise The Roof 2 
اين حالا يه قسمت از قسمت هاي مهم خبر هاي من بودش ! 
Eyebrow 
دومين خبر اينه که يه قالب واسه وبلاگم سفارش دادم. از بانو اينويزيبل ... ! 
Goofy  Goofy  Goofy 
مثه اينکه دومين خبر کوتاه بودش پس مي ريم سراغ سوميش...  
Big Smile 
سوميش چي بود؟   
Goofy 
سوميش رو هم يادم نمي ياد بذار ببينم بعديش چي بود؟ 
 Goofy
آها اينکه يه کتابم گم شده ...  
Rolly 2 مشخصات کاملي هم نداره ، Goofy  شناسنامش دسته خودمه ...  Goofy فقط در صورت پيدا کردنش بياريدش پيشه خودم ، Brows  يه مژدگوني بهتون بدم که مرغاي آسمون به حالتون گريه کنن..! Spinning 
خبر بعدي رو هم ميذارم اول اون يکي بعديش رو بگم که مهم تره .. 
Goofy  بعدش ميام همين اينو ميگم. Happy Cyclops 
نه مثه اينکه همون قبليه مهم تره پس همون اون قبليه رو اول مي گم: 
 Goofy
سه شنبه قراره اردو ببرنمون کارخونه ي مينووووووووووووووو .! 
Waving  به جاي همتون اسمارتيز ميخورم ،  Cool به هيشکودومتون هم قرار نيست حتي يه دونه هم بدم! Teethy 
آها حالا بايد اون يکي که اولش مهم تر بود ولي بعدش مهم تره بعديش بود رو بگم... 
Sunshine 
 
Goofy رو سر در مردسمون يه سري پلاکارد زده بودن که روش اسمه بچه هايي که تو مسابقه ها و المپيادا و اينا مقام آورده بودن بودش .. يه روز اومديم مدرسه ديديم اين پلاکاردا خوني ان! Cyclops  (ها ؟ خوني؟ Teethy  ) نه نه اشتباه شد...  Rolly 1 اومديم ديديم اين پلاکاردا پارشون کردن انداختن دمه مدرسمون! Goofy  يه کم تعجبيديم. Purple Smiles  ولي هيچي نگفتيم...  Happy ( در اين قسمت لازم به توضيح که يه دونه از اون پلاکاردا هنوز سالم بود  Goofy) يه روز که من زود امتحانمو دادم همين که از دره مدرسه اومدم بيرون ديدم بچه هاي اين مدرسه ي دکتر حسابي Goofy  اومدن همون اون يه دونه پلاکارده رو دارن به زور از اون بالا ميارنش پايين Raise The Roof 2  (!؟) من که هنوز دقيق اينا رو کامل نديده بودمشون که يه دفه آقاي سعيدي ( بابا بزرگه مامان بزرگه مدرسمون  Goofy ) اومد و تا اونا رو ديدش ....................  Goofy من ديگه بقيشو نبودم چونکه ديگه به سمت خونمون اومده بودم! ! Happy Cyclops 

امروز تو اخبار ديدين چي گفتش؟ Brows  خداييش واسه من که خيلي جالب نبود! Teethy  يعني بود . نبود - بود - نبود - بود - نبود - بود! Way Too Happy  آره جالب بود ... Goofy  گفت آدما وقتي بستني مي خورن احساس خوشبختي ميکنن!Cool چه قدر جالبه ها نه ؟ آره ؟ نه ؟ آره ؟ Way Too Happy 
يه چيز ديگم در مورد توت فرنگي گف ! Goofy
 منتها اين محمد اينقدر شلوغ کرد نفهميدم چي گفت ! Rocking Happy  ولي مثه اينکه اونم جالب بوده... Goofy 
امروز از روي تنوع ! 
Rolly 2  پاشدم رفتم نشستم تلويزيون ( اخبار) نگاه کردم ! Burst Laughing  اخبار جوانه ها بود اگه اشتباه نکنم . Eyebrow  ( که غير ممکنه ! Goofy )

ديگه چي مي خواستم بگم ؟؟Brows آهان ميخواستم از دوستايه خوبم تشکر کنم که...Goofy( خوشال شدي؟ هه اصلا هم با شما ها نبودم ! Spinning  ) تشکر کنم که توپ فضنقراصغرBig Smile( چيه؟ تا حالا اسمه دو تايي نشنيدي؟ Rolly 3 ) که گم شده بود رو پيدا کردن!Too Funny 

+ قابل توجه اولیای محترم!کارنامه م رو روز سه شنبه ی هفته ی بعد میدن.حالا من بازم میگم...چه عجلیه ؟

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

 

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

چه خوشگله عکسه...

فردا هیچ امتحانی ندارم. چه خوب!
پس فردا هم امتحان علوم دارم.
بعدشم حرفه. شنبه هم جغرافی ...
بقیشم نمی دونم  !

هی ... راسی مدرسه چه زود گذشت.
زوده زود - از همیشه زودتر . باورم نمی شه که تموم شده.
یه نفر بیاد شهادت بده که تموم شده.!
هان ؟ خب البته هنوز کاملا هم تموم نشده ها . چن تایی امتحان مونده.
بعد از امتحانا 3 ماه تعطیلی....
چه کیفی بده ! تازه میرک هم خیلی خوش می گذره . هان؟! 9 ماهه نرفتم.

بچه امروز قراره منتظرم باشن که برم باهاشون دوچرخه بازی . ولی قراره که من نرم .! ( قطعا )

امروز هم امتحان اجتماعی داشتیم. فوق العاه آسون بودش ، خیلی آسون بود.

جدیدا از دور و برم زیاد چیزی نمی فهمم. حتی از شمام همین طور ، عالم و آدم یه جوری شدن.

چه قدر خانوم فرهی منو اذیت میکنه... سه روزه دارم مخشو می خورم که خانوم من چن شدم ؟! هی بر می گرده می گه بعد از اینکه کارنامتو گرفتی می فهمی. هی دوباره می گم چن شدم؟! هی همینو می گه. بعد دیروز همین که مامانمو دیده برگشته میگه : امتحانشم بیست شد....! آخ حرصم در میاددددد....!

من اصلا نمی خوام امروز با بچه برم دوچرخه سواری . اصلا دوس ندارم. زور که نیس اصلا....!

راستی ... سال بعد قراره مدرسمون تا ساعت 6 بعد از ظهر باشه. جالب میشه ها . نه؟!

میگم من از مهسا بدم اومدش. چرا همه  یه جوری شدن که من بدم بیاد ؟!

اصلا من نمی دونم تو این دنیا فعلا چه خبره. هرکی واسه خودش داره یه چیزی میگه و میره.! یکی بیاد لفطا به من توضیح بده...

مدرسه و خونه و دانشگاه و محل کار و چه بدونم هر جا می رین ، خوش بگذره.

هيچکس نمي داند که در چند دقيقه ي بعد ، چه اتفاثي خواهد افتاد ؟ با اين حال مردمان هنوز پيش
مي روند ،
زيرا اعتماد دارند ،
زيرا باور دارند .

پائلو کوئلیو

+ یکی بیاد منو از برق بکشه بیرون . داغ کردممممم!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

راز سیب سرخ

مدرسه ی ما جالب است.
درست مثل همین
سیب سرخ!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

تا ساعت هشت پيش دوستام بودم.
دوچرخه مي سوارونديم. مي خنديديم. مي چرخيديم. بستني هم خورديم.!
همديگرو صد دفه گم کرديم. پيدا کرديم.
وااااااااي نمي دونين به اندازه ي تموم عمرم مزه داد !

+ مهرناز؟ وبتو چرا واسه من باز نمي کنه ؟ من حرف دارم.

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

purple

یادته ؟!
اون انگشتر بنفشه همیشه ماله من بود. آبیه ماله تو...
بهم حسودیت میشد. میگفتی بنفشه خوشرنگ تره..!
منم با اینکه آبیه رو دوست داشتم. فکر می کردم اگه بدمش به تو سرم کلاه میره ..
همیشه میگفتم بنفشه ماله خودمه.
!
انگشترم شکست. خورده هاشو برداشتی. گفتی این خورده هارو با انگشتره آبیم عوض میکنی؟ منم که دلم داشت آب میشد ، گفتم نــــــــــه... اون انگشتره چه شکسته باشه چه سالم. ماله منه....!

+ تخیلی بودش.!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

ohhhh

وقتی یادت بیوفته که جمعه ای که این همه واسش برنامه ریزی کردی رو باید با خوندن "تاریخ" بگذرونی. اوصولا چه نوع خاکی میریزی رو سرت؟! . .
+ من می خوام هم آرشیومو بیارم هم معرفی نامه .. .
- هان ؟! اتفاقا من اصلا از این جور آهنگا خوشم نمی یاد. تک و توک دوست دارم.. .
+ پس باش تا صبح دولتت بدمد.. .

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

 

خوشگل شده ؟!
تقریبا وختی داشتم با تلفن حرف می زدم کشیدمش.

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

شنیدی چی گفت ؟hypnotized
اون مغازه داره رو دیدین؟!party
همون اون خانومه...tongue
رفتم یه لباس پرو کنم.batting eyelashes
برگش بهم گف : خیلی خوش هیکلی!big hug

+ احساس می کنم برای اولین دفه این جمله رو شنیدم.laughing
+ مریم میگه یارو سره کارت گذاشته.....rolling on the floor
+ جوجه رفتی؟!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  | 

 

همین که از دمه مدرسه میام بیرون ،
یه سنگ می بینم نزدیک پام . یه لگد محکم بهش می زنم.
اووووووی ... پام..
مثه آدم راه میام. دمه خیابونمون یه ماشینه که داره از اون ور میره ، مثه دیوونه ها میاد بطرف من  ، وقتی حسابی ترسیدم و اومدم تو پیاده رو . راشو می گیره و میره.
یه دهن کجی بهش می کنم . از پیاده رو میام.
+ من آدم بشو نیستم. یاد نمی گیرم باید از پیاده رو بیام. (؟!)
-
+ خدا پاشو ، من آشغالم بات حرف دارم. خدا پاشو پاشو ، چن سالی بات حرف دارم.!
. چقد این آهنگه رو دوس دارم........!

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  |