تبليغاتX
دختر کوچولو
دختر کوچولو
این‌جا جهان آرام است.
زياد

جوجومو زياد دوست دارم.

+ - ناژین نوشت.
متنوع ، مختلف در طرح ها و رنگهای شیک! چی میگم ؟ D:

نشستم یه کم فک کردم. دیدم به من یکی نیومده اینجا نیام! D:


بذارين بگم حالا!
واي عمرا اگه بدونين سه شنبه چقدررررر خوش گذشت!
مهرنازي و مامانش خونمون بودن!
دله همتون آب ... اينقدر خوش گذش! :X
نميدونين كه! تاززززززززه من و مهرناز اينقدر حرف زديمP:
نه مهرنازي؟D:
بهشون بگو مهرناز جونم!
تازه فكر كنين ما نشستيم! يه هو مامان شيريني و ريخته
بعد داره با انگشتاش جمعش ميكنه‌!
بعد دوباره ميريزه!
يه هو من ميگم مامان داري چي كار ميكني؟! D:
مامان ميگه كه !
همون كاري كه اگه تو ميكردي دعوات ميكردم:))
اصلا ميدونين! من هر چقدر هم بگم كه خوش گذش كم گفتم!
حالا ايندفه من ميرم خونشون.... دله همون آب شه! P:
اصلا مهرنازي هم فقط خونه ي خودمون مياد. باشه مهرنازي؟p: :-* :x

-

امروز خونه ي مهديه اينا بودم!
اولش مهديه برام كتاب داستان ميخوند! 
بعد نشستيم با هم يه بوم رو‌ با خودكار نقاشي كرديم... خط خطي... واي خيلي باهال بود
بهد آخرش با ما‍ژيك روش چيزاي چرت و پرت نوشتيم گنده‌!
خيلي با مزه شد!
بهد نشستيم مهديه موهاي منو‌ من موهاي مهديه رو‌ درست كنيم‌! اولش جدي بوديم..
يه هو زد به سرمون‌!‌ موهامون ديدني بود :)) حالا درست كردنش هيچي! از خنده غش كرده بوديم
گفتيم حالا بريم موهامونو بشوريم!‌ اول من رفتم كه موهامو بشورم! فكر كنين مثلا ميخواستم موهامو بشورم! همه ي لباسام خيس شده بود... واي يه فيلمي بودا!‌ بعد اومديم نشستيم شسوار كشيديم موهامونو ! بعد يه كم ديگه باز خنديديم!‌ ديگه مامانم اومده بود دنبالم!
يه بار هم مهديه خونمون بود... يه ساعت اينايي ميشد كه ما نشسته بوديم با يه تفنگ اسباب بازي داداشم بازي ميكرديم!‌مثه پسر بچه ها D:

-

يه سري كلاس رياضي هس!
كه چار شنبه هاس!
و يه جورايي از طرف ادارس...
روز هاي حرص در آري هستن!
معلممون اصلا حرف بچه ها رو قبول نداره
و امروز چيزي رو كه من صد باز بهش گفتم رو گوش نداد!
و نصفيشم خودشو زد به نشنيدن
منم سر جام نشستم‌!
يه ربع بعد به همون نتيجه رسيد،
خواستم يه چيزي بگم
ولي ترجيح دادم هيچي نگم ! تا ته كلاس!
اصلا با من لجه !‌ جلسه اولي كه رفتيم سر كلاسش
همه ي بچه ها داشتن ميخنديدن
من و
ريحان هم داشتيم ميخنديديم!‌
يه هو به من گف كه تو كي هستي؟ چرا ميخندي؟
 و اينا منو نشوند ميز اول!
هيچي نگفتم!
بهد يه ذره بعدش برگش گفت خانوم  ِ ... كيه؟!

بعد من گفتم منم!‌ گفت كيه ؟!
گفتم منم!‌
گفت تويي؟! گفتم : منم!‌
گفت كه تو منو به شك انداختي و نميدونم چي و چي و چي...
گفت كه بين دخترا اول شدي..
كم مونده بود بگه بهت نميخوره D:
خوشالم كه نگفت برات متاسفم!

-

||||حافظ هم با من شوخيش گرفته ها‌ !‌
چن روز پيشا تو يه پمپ بنزيني ،‌ يه فالشو از يه پسر بچه اي
هوينجوري گرفتم‌! بعد اولين جملش هم اين بود كه
كه : شديدا احساس موفقيت و خوشبختي ميكني...
ميخواستم بگم : شوخي هم حدي داره !||||

+ - ناژین نوشت.
قارچ بدمزه

یه موقعی هست..
یه ساندویچ بهت میدن
دسته خودت نیس که بخوریش یا نه!
راهه دیگه ای نداری
حالا غر بزنی هم اعصابه خودت میریزه به هم
بعد میخوری
یه کم برا خودت غر میزنی
بعد باز میخوری
غر میزنی
تا یه جایی که میخوری
عادت میکنی .. کم کم یادت میره که زوری بود!
سعی میکنی لذت ببری
...
اوه! یه دفه یه قارچ میره زیر دندونت... که اون موقع دیگه واقعا میمونی چی کار کنی...

- دقیقا رسیدم به همین این قارچ ِ زندگیم!

- ( شاید یه دفه ای ! بهتر باشه..! . بای بای .......)

 

+ - ناژین نوشت.
:| :> :<
 

:|

هیچ چیز جالبی ندارم که بگم! ولی میگم.. ناسلامتی اندفه دیگه واقعا نمیام چن وخ! امروز اگه مدرسمو نمی پیچونیدم هنوز مدرسه بودم... اتفاق جالبی افتاد که خوشم اومد... گوشیمو عوض کردم. بعد عاشقه گوشی جدیدمم بعد نمیتونم ولش کنم.. با خودم همه جا میبرمش. حتی مدرسه ( نه همیشه) بعد امروز سر زنگ کامپیوتر .. همه داشتن تاریخ میخوندن برای زنگ بعد... بعد من هم دیشب کتابمو پیدا نکردم که بخونم... داشتم فکر میکردم. یه دفعه ای یه لامپ بالای سرم روشن شد! رفتم ته کلاس.. میز یکی به آخر... به بچه ها گفتم شلوغ کنین لطفا! بچه هام شلوغ بازی میکردن! منم گوشیمو روشن کردم  زنگ زدم به مامانم! به مامانم گفتم مامان دستم به دامنت! امتحان تاریخ داریم.. جونه من بیا دمبالم! حالا مامان گیر داده که چرا نخوندی خب؟ گفتم خواهش میکنم ! مامان من تو کلاسم.. بیا ! توضیح میدم! ... خلاصه که مامان اومد و منم مدرسه رو پیچوندم و بچه ها هم همشون حرصشون در اومده بود... وای نمیدونین چه کیفی داد... :>

یه چیزی رو من اینجا تعریف نکرده بودم؟ این کتابفروشی رفتنمو! نمیدونم حالا؟میگم٬دوباره یه بار من و مریم رفته بودیم بهمن و کلی کتاب برداشته بودیم و منم خوشال! یه عالمه کتاب داستان برا خودم برداشته بودم.. رفتیم اون ور حساب کردیم... از این دره که اومدم بیام بیرون دزگیر دره بوق بوق بوق کرد! منم همین جوری با یه حالت گنگی مرده رو نگاه میکردم.. بعد مرده گفت برگردین عقب! رفتم عقب! گفت خودتون رد شین! رد شدم.. بوق بوق نکرد.. دونه دونه کتابامو رد کرد.. یکی دوتا به آخری رو که اومد رد کنه ... بوق بوق کرد! با غرور برداش بردش پیش منشیه؟ کیه؟ که کد کتابارو میزنه... گفت اینو زدین؟ اون زنه هم گف بله ! دوباره زد! بعد دوباره اومد... دوباره بوق میزد دزگیره... دوباره زد... دوباره بوق میزد... میگم شانس ندارم.. مامان اینا هم بیرون منتظرمون بودن...! یهو من عصبانی شدم.. گفتم اصلا من اون کتابه رو نمیخوام! مرده هم هول کرد! یه مهر دریافت شد زد اول کتابه.. گفت ببخشید این یکی مشکل داره.. اگه رفتین جایی بهتون گیر دادن ( نفهمیدم این یهنی چی؟) اینو نشونشون بدین... بعد باز اومدم که رد بشم.. بوق بوق.. آقاهه گف بفرمایین.. ببخشید و اینا.. ! میگم بد شانسم.... :<

~~~~> فاطیما پس چرا ایمیل نفرستادی؟ :( :( :(

+ - ناژین نوشت.
فردا مدرسه باز است-
 

 

مسافرت نرفتیم کلا! تو خونه نشستیم کلا.tongue
- دیشب که نه! فکر کنم پریشب رفتیم پارک ارمtongue
من تا حالا سوار رنجر نشده بودم!big grin
و البته البته دیگه هم سوار نخواهم شد!!!whistling
خوب نبود آخه خیلی حس بدی داشت!silly
جالب بود... ترن هوایی هم ترسناک تر از قبل شده بود.!big grin
یه جیغی زدم که اوووووووووووَووووووووووهlaughing
ولی سورتمه خوب بود! بازم یه کمی بد بود!tongue
اصلا من یه مدلی از همه چیز میترسیدم.cool
شاید به خاطر اون فیلمه مسخره بود!loser


ولی قلعه سحر آمیز خیلی بامزس ... من خیلی دوس دارم!tongue
یه بازیش بود کاملا شانسی بود..همه سه تا چاهار تا ازش تیکت میبردن! 
بعد من!big grin ازش ۶۲ تا تیکت بردم! یارو کف کرده بود!!devil
ولی خیلی مسخره انnot talking ۲۰۰ تا تیکت جم کردیم !big grin
رفتیم جایزمونو بگیریم یه پازل سه در سه دادن بهمون!laughing
ولی خیلی باهال بود!
گفتم پازل یادم افتاد ! مامان از مشهد برام پازل ۱۰۰۰ تیکه آورده!tongue
نقشه هم داشت که از روش بسازیم. ولی من گمش کردم. batting eyelashes
دارم از مغز خودم استفاده میکنم و میساخونمش!tongue
دله همتون آب ! مامان برام یه خرس گوگولی مگولی با مزه هم آورده!big hug
خیلی وخ بود اینترنت نداشتم ! دلم تنخ شده بود برا وبلاگم!big grin

همینا... اوقات عالی پرتقالیkiss

+-+-+ راستی فردا مدرسه بازه ولی من که نیستم! big grinکی میره این همه راه رو؟!big grin

+ - ناژین نوشت.
با مزه اس!
 

رو تخت دراز کشیدم!
روم رو میکنم به طرف مریم میگم یه بار دیگه بریم فیلمه رو ببینیم؟
میگه : از دیشب تا حالا که همونو میدیدی!
همین شکلی که دارم نگاش میکنم٬ میگم : آخه بی شرف خیلی نمکی حرف میزنه!
با یه لحن خیلی بد میگه : زهر مار !
میگم: الآن که فکر میکنم خیلی هم مضحک حرف میزنه!
- یکی ندونه چه فکری میکنه؟!

  • - این سریال مرد ۱۰۰۰ چهره لوس شد... مسخره!
+ - ناژین نوشت.
هستم فعلا!
 

عید که شد ٬ یه ذره بعدش! اولین یهنی تنها کسی که به من زنگ زد که بهم تبریک بگه پیشیه خودم ببببببود!kiss دله همتون آب ! love struckشما ها که پیشی ندارین ! smugقربونش برم دو دستی!!!big hugخیلی ممنونم!!kiss

مامان اینها قراره تا امشب بیان!big hug
فکرشم نمیکردم انقدر دچار دلتنگی شم!!don't tell anyone
فکرشو کنین این چن روزه که با مریم تنها بودیم تو خونه فقط همه چی رو داغون کردیم و خونه به طرز قابل توجهی دیدنی بود٬big grin بعد که مامان گفت تا امشب خونه ان . دست به کار شدیم! از صب تا حالا داریم خونه رو میشوریمbig grin باور کنین! من که همین جوری آب میریختم رو همه چی ! به گمونم تمیز شدن!tongue

من از این مرد ۱۰۰۰ چهره خوشم میاد! rolling on the floorبعد از کلی وخ از یه سریال خوشم میاد... rolling on the floorالبته این مهران مدیری فقط خنده داره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه !rolling on the floor دوستان با من شوخی کردن دریچه ی آئورت گذشتن تو جیبم ! خیلی باهال بو د د د د دrolling on the floor

بعدم اینکه چن روز پیشا با مریم رفتیم کتابفروشی!big grin بعد منم همین جوری داشتم دور میزدم.. big grin بعد تو قسمت روانشانسی بودم.big grin همین جوری راه میرفتم موضوعاشون جالب جلوه میکرد!! نمیدونم چی چیه کودک درون و نمیدونم چی چی چیه موفقیت و چی و اینا!big grin چن تا گرفتم! بعد تا چن وخ پیش میخوندمشون... خیلی چرت و پرتن بابا!!! آدم کتاب رنگ آمیزی رنگ کنه مفید تره!!laughinglaughing

قاب گوشیم یه کم داغون بود... بعد باز که رفته بودیم بیرون دمه یه گوشی فروشی من گیر دادم که بریم که قاب گوشیم رو عوض کنم!big grinخلاصه که یه دونه سفید انتخاب کردم بعد قاب قبلیش مشکی بود.. فکر کنین آقاهه که عوض کرد قابشو این یه قسمته وسطشو عوض نکرد گفت که اگه عوضش کنه شاسی ش بهم میخوره!!!!!!laughing بعد شب که اومدیم خونه من مهندسیم گرفت! قاب گوشیم رو باز کردم اون قبلیه رو هم آوردم . یه قسمت از این رو با یه تیکه از اون مخلوط میکردم می چسبوندم به گوشیم! حالا خوبه آقاهه گفت خودم به قابش دست نزنم داغون میشه!! الآن گوشیم مثه خرس پاندا شده !!laughing این مریم هم همش میگه باهال شده! فک کنم مسخره میکنه!!silly

الآن که فکر میکنم میبینم که اون نخاشیم که گفتم بذارمش کج و کوله س!big grin باشه بعدا ها که یکی صاف و صوف ترش رو کشیدم میذارم. ...

این آهنگ bYe bYe  شدیدا توپه !bug خوشم میاد!!smug

 فعلا گوربایlaughing

+ - ناژین نوشت.