فععععععععععلا. ![]()
راستیییییییییییی تایید می کنم. کامنت ها رو تایید می کنم. ![]()
دختر کوچولو
دختر کوچولو
یک : این عکسی که در پایین مشاهده می کنید بر می گرده به روزی که رفتم پازل عزیزم رو خریدم بعد یک عدد ملحفه (دقت داشته باشین که ملافه نه ها ، ملحفه.
بیایید با ادب صحبت کنیم دیگه!
) در وسط اتاق خویش پهن کردم دونه های پازلم رو از رو رنگاش جدا کردم.
(تا جایی که می شد البته ها!
)
دو : و حالا عکسی که در پایین مشاهده می کنید باز هم همون ملحفه است و پازل درست شده م دیگه.
خیلی با نمکه این طوری نگاش نکنین ، یه چیزای ریز میز خوشگلی داره که این طوری معلوم نمی شه.
اما جدا سخت بود. ![]()

سه : و اما می رسیم به عکس بعدی که مربوط می شه به جلدش.
کلا از این جور پازلا خوشم میاد. اینی که می بینید عکسیه که رو جلدشه. و اونی که درست می شه مثلا چیزاییه که اون خانومه که لباسش آبیه دیده. ![]()

چهار : آقا مریم رفته لنز طبی-رنگی گرفته.
(می بینی تو رو خدا. یازده ساله عینک می زنیم از این قرتی بازی ها در نیاوردیم
) آره بعد توسی ه !
زشت نیست ها.
ولی مریم خیلی سبزه است. البته نه خیلی ها. ولی از من سبزه تره. بعد خب خیلی بی رنگ و رو می شه.
با مامانم بهش می گیم عین این آب مرواریدی ها شدی !
حالا اونم عینک هم داره ، می گه حالا که اینطوریه دیگه اصلا لنزم رو نمی زارم!! ![]()
پنج : اون روز هی به مامان می گفتم برو یکی از اون مطالب رو بیار بخوریم.
هی مامانم می گفت چی رو؟ هی می گفتم مطالب دیگه. جمع مکسر طالبی !! ![]()
شش : کلا نمی دونم چرا صحبت کردنم نمیاد. خیلی فکر کردم همینا رو گفتم جدا! فعلا. ![]()
دختر کوچولو
دختر کوچولو
- پست چندش ناکی بود؟ حالا بود ، ولی نه به اون شدت. ![]()
- حوصله م نمیاد واسه قالب یه طرح جدید بزنم!
هی رنگ این پشت و این عکسه و مدل و رنگ حاشیه رو عوض می کنم. خودش کلی تنوعه هااااا! ![]()
- تقریبا نصف پازلم درست شده. ![]()
- برای پ.ژ : قـــــربـــون شــــما. ![]()
دختر کوچولو
دختر کوچولو
دختر کوچولو
دختر کوچولو
اینجـــــــا رو http://katrinna.blogfa.com
و اینجا http://www.topoolo.blogfa.com/post-6.aspx

دختر کوچولو
) داشتم فکر می کردم چی کار کنم حالا. گفتم ظرفا رو بشورم. (!) (از عجایبه) کلا مامانم شب ها حوصله اش نمیاد ظرفای شام رو بشوره می زاره صبح. اینه که شستمشون دیگه. حالا نمی دونم اسم این کارم خودشیرینی بود چی بود.
مگر این که از سبک نوشته خیلی خوشم بیاد!

دختر کوچولو

دختر کوچولو

دختر کوچولو


نوشابه انرژی زای بدون انرژی![]()

دختر کوچولو


دختر کوچولو
- من از اون موقع (همون موقع که گفتم برم ناهار بخورم بعد بیام!) تا حالا ناهار نمی خوردم ها. مهمون هامون داشتن رفع زحمت می کردن ، منم رفتم بای بای کردم بعد اومدم پست بزارم . موقع رفتن به الهام می گم بازم بیاین پیچمون. می گه حالا چون پیچتونه میایم ولی اگه پیشتون بود نمی اومدیم. ![]()
دختر کوچولو
دختر کوچولو
دختر کوچولو

دختر کوچولو

دختر کوچولو
با این که اینجا رو خیلی دوست دارم ، گاهی حوصله اش رو ندارم.
بعد خودم مطمئن بودم که اگه بدونم وبلاگم باز می شه و شاید کسی کامنت بزاره، هی میومدم اینجا و خلاصه این که ... (حوصله ندارم خلاصه ش کنم
اگه خیلی دوست دارین خودتون خلاصه بخونینش!!
)
البته تازه شروع شده ها. خیلی حواس پرته خیلی. یه ربع مونده به موقعی که در حوزه ها بسته می شه اومده خونه می گه شناسنامه م رو جا گذاشتم!
من استرس گرفتم ، بهم می گه نترس بابا ، می رسم.
مریم ، الهه ، محدثه ، نسیم ، خاله سوسکه و خیلی های دیگه... 
يادمه هر بار از اين فروشگاه هاي اينترنتي چيزي سفارش دادم خراب بوده يا سي دي ش يه طوري بوده من نتونستم نصب کنم!
(يه بار از اين شارژر هاي گوشي که با باطري کار مي کنه سفارش دادم استثناً درست بود
ولي نشده سي دي سفارش بدم و درست باشه!
) اون موقع هايي که Body of lies تازه اومده بود چن روز قبل از اين که اينجاهام يافت بشه سفارش دادم،
دي وي ديه خالي بود!
زنگ زدم کلي دعوا که يعني چي و اينا؟
يکي ديگه آورد اونم خالي بود!!!
بعد اين بار هم که سيمز3 سفارش داده بودم اصلا لامصب معلوم نيست چي آورده که اينطوريه.
کاملا نصب مي شه ها ولي مي گه بايد اينترنت باشم که بيارتش.
اه. هزار دفه هم هي حذفش کردم دوباره نصبش کردم ولي هيچي رو غلط نمي زنم.
اگه داييم بود به احتمال زياد مي تونست درستش کنه. اه. اعصابم خورد شد .
بعدش قرار بود که برم کلاسایی که می خوام رو ثبت نام کنم ، کلی خوشحال بودم که همشون همین دور و برن.
اما مثل این که قرار شده برگردیم خونه قبلیمون! ( کلا این چن ماه اینجا بودیم مصیبتی بود ها.
) زیاد معلوم نیست کی برگردیم یهو هم شاید یه چیزی شد برنگشتیم مثلا!
(انگار خاله بازیه!!
) کلا این که برگردیم اونجا دوباره ADSL می گیرم و بسی دوباره نیشم باز می شه.
ولی این روزا زیاد خوشم نمیاد زیاد اینجاها بیام.
آخه پول تلفن این دو ماه صد و بیست و خورده ای اومد که نصف بیشترش مال شبکه هوشمند بود.
بعد نصف بیشتر اون نصفش هم که خودم زنگ می زدم این ور اون ور.. مامان یه کم غر زد و اینا...
ولی کو گوش شنوا؟ هان ؟
(فرض کن!)

دختر کوچولو