پنجشنبه یازدهم تیر 1388
یه چیزی هست که هیچ وقت دلیلش رو نمی فهمم.
من همیشه ی همیشه از نونهالی و خردسالی و نوجوانی و جوانی گرفته تا میان سالی و مُسِنیم
بدشانس بودم و تو این هیچ کسی هیچ شک و تردیدی نداره. کلا جای شک و تردیدی نیست.
ولی همیشه دوست داشتم شانسم رو امتحان کنم. (سِمِج
) عاشق بازی های شانسی بودم. فال گرفتن هم همیشه دوست داشتم، هر وقت طالع بینی (در انواع مختلف چینی هندی و ...) خوندم کلی کیف کردم.
(همه ی این فعل ها که ماضی بودن مضارع هاشونم صدق می کنه ها
) کلاً نمی فهمم چرا ؟ 
- فال و همین اینایی که گفتم رو دوست دارم فقط.
من همیشه ی همیشه از نونهالی و خردسالی و نوجوانی و جوانی گرفته تا میان سالی و مُسِنیم
- فال و همین اینایی که گفتم رو دوست دارم فقط.

دختر کوچولو
نوشته شده توسط ناژین در ساعت | لینک
|
