تبليغاتX
دختر کوچولو - یرحانه
اینجا جهان آرام است.

برادر کوچک بنده که شاد می شه وقتی "ژنرال" صداش می کنیم .  کلا خیلی بچه خنده داریه.  یکی از شاهکار هاش هم اینه که وقتی پیش دبستانی بوده یه دوستی داشته اسمش ریحانه بوده و از اون جایی که تلفظ این اسم برای برادرم سخت بوده یرحانه صداش می کرده.  مامان ریحانه یه کمی پیر بوده.  یک روز که مادر اینجانب رفته بودند دنبال برادرم در همون حین مامان ریحانه هم میان .  بعد برادر من رو به ریحانه : یرحانه وسایلات رو جمع کن مادر پیرت اومده دنبالت!  ریحانه: مامان من که پیر نیست!  جناب برادر : چرا. نگاش کن. مثل مامان بزرگاست.  ریحانه : نخیر. مامان خودت پیره.  جناب برادر : نه. مامان من الآن اومده دنبالم نگا. پیر نیست!
مامانم اینا رو تعریف کرد. می گفت من جلوی مربی شون فقط سعی می کردم به روی خودم نیارم.
بچه هر چیزی رو هر جایی می گه. اصلا آبرو ریزیه ها.  بیرون می ریم ، مهمونی می ریم ، جایی می ریم فقط باید مواظب باشیم حرف نزنه !!!


 دختر کوچولو

نوشته شده توسط ناژین در ساعت  | لینک  |